سبک زلال

 

 

*

خیز ربّت را بخوان

خشمگین می تازد این اسب زمان

مگذرد عمری خبر آید به گوشم ناگهان:

رفت از دنیا فلان ابنِ فلان

صبح در وقتِ اذان

*

باز می بارد قفس

باز همسو می شود با من ارس

خانه ی فیروزه ای  گردیده  تار و تنگ تر

ساعتی آغوش کن دل را، سپس

بر جدایی کن هوس

*

آتشم من ، دل کجاست؟

آنکه گُل می کرد اندر گِل کجاست؟

میزبان ِ شعله  می باشد  از امشب  سینه ام

میشوم کم کم به دل مایل، کجاست؟

دل در این منزل کجاست؟

*

خوش به حال آنکه او

دارد از دل با تو راز و گفتگو

بر سرِ راحت نشینم روز و شب ، لال و خموش

تا که من هم گیرم از این راه  بو

دل به دل  یا  رو به رو

*

هر که رازی از تو بُرد

بر جهانِ دیگران حسرت نخورد

هرکه با پیمانه ی تو هوش داد افتاد بیش

خُرد گردید و شکست امّا نمُرد

باز دل بر تو سپرد

*

شب شد و دل سوخت آه

شعله ور خواهم شد امشب تا پگاه

با دو چشم ِ کور و جسمی ناتوان و قلبِ زار

ترسم  ایمانم  بسوزد  شامگاه

روح در حبس ِ نگاه

*

این تویی آن نیز هم

دل فدای تو بوَد جان نیز هم

با امید ِ رحمت ِ تو زندگانی می کنیم

بینمت اندر گلستان نیز هم

در بیابان نیز هم

*

غم نخور در این جهان

خویش را بسپار بر آن باغبان

باغبانی که میان ِ دشمنان و دوستان

خار را بر گل نموده پاسبان

تا نبیند گل زیان

*

باش گرمِ گفتگو

در همین گرمی، حقیقت را بجو

چون حقیقت یافتی جامِ صبوری نوش کن !

گوید البتّه همی شیطان به تو

با لباس ِ خشم  رو !

*

پای خوردن آمدند

عدّه ای هم بهر ِ بُردن آمدند

دل، سلامت داشتند و نفس را آتش زدند

بیشتر بر دلفشُردن آمدند

وقت ِ مُردن آمدند

*

#انقلاب_در_موسیقی_شعر_با_ظهور_سبک_زلال
#سبک_زلال
#شعر_زلال_دادا
#دادا_بیلوردی
#شعرزلال
#زلال
#دادا
#تبریز
#شعر_زلال_گادان
#دوستداران_سبک_زلال

 

 

#کرونا_ترکی_شعر_زلال_سبک_دادا

 

#سبک_زلال_شعر_دادا_بیلوردی_ترکی

 

 

 

 

 

دل، فراق ائیله ر نه دن؟!

سئوگی دن جانیم اوزاق ائیله ر نه دن؟!

سارماشیق تک  قالمیشام  گولزار ایچینده  منّته.

گؤزلرین یاریم  اوراق ائیله ر  نه دن؟!

قاش قاباق ائیله ر نه دن؟!

*

بیر قلم دیر بیر الیم

غم ماجال وئرمیر بیرآنی دینجه لیم

عدل یورقون، ظولم قیوراق، درد اوجوز درمان باها

یاردیم اولموش خلقه سندن سونرا کیم؟

ای خداوندِ کریم!

 

*

#شعر_در_سبک_زلال

#پند_زلال_به_زبان_ترکی_کرونا

#دادا_بیلوردی

#Dada_Bilverdi

 

 

شعر در سبک زلال

 

 

 

 

 

ده زلال پند ( 22 )

 

 

ده زلال پند ( 22 )

 

 انقلاب در موسیقی شعر با ظهور سبک زلال

 

 

 

 

*

211- ذکر

*

دل چو غرقِ سوز گشت

قامتی در زیر آتش گشت هشت

یعنی این ساعت میانِ ذکرهای بیشمار

قطره ای که میکند از چشم نشت

تا خدا خواهد گذشت

*

212- عشق

*

عشق می دانید چیست؟

عشق از جنسِ هوا و خاک نیست

عشق نوری از جمالِ حقّ و از جنسِ خداست

هر چه می بینیم هان! با عشق زیست.

پس خدا هم دیدنیست.

*

213- بیکسی

*

کی به خالق می رسی؟!

ای گلِ خوشبوی باغِ اطلسی!

بیشتر تعجیل کن، بسیار کوش، آگاه باش!

میشود با دستِ جاهل بررسی

داستانِ بیکسی.

*

214- نوا

*

آه، این دل، یارِ کیست؟!

خونش از رنگِ رُخِ گلزارِ کیست؟!

آن صدا از لرزشِ جانِ کدامین سرو بود؟!

این نوا از پرده ی افگارِ کیست؟!

ناله ی بسیارِ کیست؟!

*

215- مرگ

*

باز در این خانه، من

میکشم زیرِ ستونِ روح، تن،

سقفِ احساسم به روی پلّه ی غم می چکد.

اضطراب است و من و رازی کهن

گاه می میرم علن

*

216- دنیا

*

کاش این دنیا نبود

یا در این دنیا غمی پیدا نبود

کاش بعد از مرگ را چون فیلم می دیدیم یا

زندگی مانندِ یک رؤیا نبود

بیشتر زیبا نبود

*

217- هوس

*

چون هوس، تهییج داشت،

بی گمان اندر پی اش تزویج داشت.

روزگارِ هفت رنگ و حیرت آور عاقبت،

عشقِ بی تزویج را ترویج داشت،

عاشقان را گیج داشت

*

218- روح

*

گاه تازد چون پلنگ

گاه گردد با کمی غم، بیش لنگ.

روح را آنطور هم که  اهلِ دل گویند نیست،

گاه باشد مثلِ سیمرغی زرنگ

گاه در تشطی نهنگ

*

219- الله

*

صحبت از آدم کنید!

مثلِ آدم بر خدا قد خم کنید!

واژه ی « الله » جاری باد از افکارتان

وزنِ ایمان و عمل درهم کنید!

روی شیطان کم کنید!

*

220- زندگی

*

بر خدا کن بندگی

غیرِ او را نیستت زیبندگی

درصدی از پول و مالت، قرض ده اَلله را ،

زنده شو از دولتِ پایندگی

باش مردِ زندگی

*

ایضاح:
دوستانی که تمایل دارند به اطلاعات بیشتری در خصوص قالب های عروضی سبک زلال دست یابند به آدرس زیر تشریف ببرند:

http://galebezolal500.blogfa.com/

 

 

 

داری خبر؟!

 

تا خودت باشی پدر

می کنی جانِ  پدر را در به در

غصّه های  مانده ات  تقدیمِ  مادر  نیز هم.

ای که جویی بختِ یوسف (ع) بیشتر

از پدر داری خبر؟!

 

 

 

ده زلال پند (13)

 

ده زلال پند (13)

 

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

انقلاب در موسیقی شعر با ظهور زلال

 

 

 

*

121- کار امروز

*

مشکل آرایی  نکن

کــارِ  امـروزیـت   فـردایــی  نکن

عشق ورزی  را  بلد باشی اگر در کار خویش

عشق را در یاب و هرجایی نکن

درد پیـمایی نکن

*

122- توکّل

*

بیـشتـــــر گل می کنی

تــــــا  بــرای  او   تــوکّل  می کنی

لیک بی او  چون  میان جهل  وارد می شوی

هرچه  دل ، مانند  بلبل  می کنی

خویش را خُل می کنی

*

123- وزنه ی غیرت

*

پیش ناحق خم شدن

یعنی از مردی، پیــاپی کم  شدن

وزنه ی  غیرت  نگهدار و ثقیل و سخت باش

پیش نامردان  شُل و مرهم شدن

بوده  در گِل  رَم شدن

*

124- طوطی و بقّال

*

دل شناس و  حال را

بر همه  یکسان  مبین  احوال را

وَرنه  گمراه  آنچنان باشی که  بر  یاد آوری

مـاجــــرای  طوطـی و  بـقّـال را

صحبـت  جهّـال  را

*

125- بندگی

*

در  کنار  زندگی

می کنم  بر  شاه عالم  بندگی

بندگی را  آنچنان خــواهم  کــه  با  زیبندگی

می دهد بــــر  عزّتم  پایندگی

لذّتِ فرخندگی

*

126- حقّ

*

 

ناله ، بیجا می کنند

حـقّ  را  آنـانـکه  پـیـدا  می کنند

حقّ چون پیدا نبـاشد ناله دنبالش سزاست

ساکنانی چونکه دل،وا می کنند

قطره دریا می کنند

*

127- قضاوت

*

بـا قضـاوت هــای زود

می شود گاهی ز حق مردود بود

همچو مردودی کـه کاهد بین خلقی  اعتبـار

تـا ببینی نـامی از شخصی زدود

جای آن خواری فزود

*

128- شانس

*

 مانعی بشکسته است

کانــــدران نیـــرو  همی بگسسته است

کــــــــار، محکم دار  و  از  بختت  میــاور  شکــوه ای

شانس بیش از هرچه بر تو بسته است

جهد را  پیوسته است

*

129- تقدیر

*

آنچه از  تقدیر  هست

بیشتر با عشق در تفسیر هست

گــــاه  از  تقدیــــر  نتـوان  عشق  را  آزاد  کرد

عشق غالب بر جوان و پیر هست

دست بر زنجیر هست

*

130- شاعر بی عدل

*

 همدم خورشید نیست

روشنی بخشی که چون مهشید نیست

شاعـــــری  بی عدل  هـــر چند  از  هنرمنـدان  بُـــوَد

محتـــرم  بــر  هیـچ  صاحب دید  نیست

لایــق تـمجیـد نیست

 

ده زلال پند (3) - به زبان ترکی

 

 

ده زلال پند (3) - به زبان ترکی

 

*

21- گؤزون ییغ

*

سؤز دییه ر هر گل گئدن

ائوله نیبسن دای گؤزون ییغ اؤزگه دن

بو یاشاییش کی ائدیرسن تک هوس، شهوت ، دَییل

گؤیلره  روح پس یئره گئتمیش بدن.

درسین آلمیشسان نه دن؟

 

 

*

22- مرهم

*

مرهم اوُل درمانلیغا

موشگول اولما  هئچ  زمان  آسانلیغا

سئوگی لر آلقیشلاسین  قوی  درده  درمان تک  سنی

باخما کی  بیر کس  دالیر  حیوانلیغا

سن چالیش انسانلیغا

 

 

*

23- باور

*

وئرمه  ألدن  باوَری

دوتما  دونیانین  ایشین   چوخ  سرسری

بعضی  اخلاق  وار  چاپار  داللار  بوتون  شیرین لری

زهرمار  ائیله ر  یالان  خوش  گونلری

افترادن  اوُل  بری

 

 

*

24- آتا

*

قویما  گون  بارسیز  باتا

وار  سنه   گــــر    بیـر  محبّتلی  آتا

هر سحر آخشام  تومارلا  کؤنلونو حالین  سوروش

راضی اولما   بیر گئجه  غمگین  یاتا

دونیانی  باش دان  آتا

 

 

 

*

25- آنا

*

عشقینی  دوز  یان یانا

قوی آپارسین  سهم  اونلاردان  آنا

وئر کؤنول اول شخصه کیم  قارنیندا  بَسلیبدیر سنی

یوخسا  بنزه ر سن  وفاسیز حیوانا

هئچ نه  قالماز دونیانا

 

 

 

*

26- ائوله نگیلن

*

زنده گانلیق  چون  گیریش

دوش   بوشا   بَرکه  آخیر   صبریله  پیش

ایمکانین  اولسا  سوبای  چوخ  قالما  دای  ائوله نگیلن

چونکی  اوُل  دونیایه  پاداشدیر  بو  ایش

آرتار آلله دان  گه لیش

 

 

 

*

27- صبر

*

ده یسه ده  باشون  داشا

وئرمه   قانماز   بیر  آداملا   باش باشا

صبریله  قالدیـــر آراده ن  سیمتن   موشگوللــری

قویما  سیرتیق  فیکرلر  باشدان  آشا

آز  یـاشا  آزاد  یـاشا

 

 

 

*

28- آز دانیش

*

جَمعه گیردین  آز دانیش

آز  دانیش  امـّا  عوض ده   ناز  دانیش

سؤزلری  بیر بیر  پیشیر  سونرا  چیخارت  قوی  بوشقابا

حافظه ن  گر  اولسا  تنبل،  یاز  دانیش

دوز فیکیرله ش ساز دانیش

 

 

*

29- فتنه

*

دوشسه جانون داشلیغا

دعوت  ائیــــله  یولداشون  قارداشلیغا

گؤردون  اخلاقی  قولای دیر  گونده  بیر  شرّ  آختاریر

سون  قُوی آخیر  بیر  بئله  یولداشلیغا

فتنـه لـی   سیـرداشلیغا

 

 

 

*

30- توقّع سیز

*

شاهی گؤرمه  آهی گؤر

غم سپاهیـله  اولان  همراهی  گؤر

سعی  قیل  ألدن  توقّع سیز  دوتوب  آللّهی  گؤر

نه خانی  نه اَربابی  نه جاهی  گؤر

درده  درمانگاهی گؤر

 

 

 

ده زلال پند (12)

 

ده زلال پند (12)

 

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

انقلاب در موسیقی شعر با ظهور زلال

 

*

111- اسیر هوس

*

نه انسان، بلکه خر گردد

کسی کـه  عاشقِ  زیرِ  کمر  گردد

چنین کس پیرو ِ نفس است و عقلش نوکرِ زانو

که هرجا رفت با آن همسفر گردد

و مغزش دربدر گردد

 

 

*

112- فریاد

*

کسی که میکند فریاد

نموده  شاید  او را  اتّفاقی شاد

صدای مرغ  بعد از  تخم اندازی  بلند آید

که حتماً دارد از ما انتظارِ داد

ببیند تخم را نوزاد

 

 

*

113- نشو مغرور

*

نشو  مغرور  دنیــا  را

نخواهی کُشت  هر نفسِ  فـریبـــا را

قوای جذبه در یوسف(ع)، پلنگ آرد زلیخا را

و گیرد سوزنی هم، راه عیسی(ع) را.

خدا حافظ بوَد  ما را

 

 

*

114- حرف و عمل

*

ز قدر خویش کاهد مرد

فـزایـد  گــــر  میانِ  اهلِ  دردی  درد

مده  قولی  به کس  کاری  اگر  از دست تو ناید

یکی  در کوی  اجرا  گشت  زردِ زرد

چو سر از بانکِ حرف آورد

 

 

*

115- رفتار سبک و کودکانه

*

میـانِ  خیـلِ  نـادانی

و یا در روزگاری سخت و بحرانی

بترس از آنکه رفتاری سبک چون کودکان دارد

کـه رازت را گشاید هر دم  و آنی

ز تو مخفی و پنهانی

 

 

*

116- زبان

*

وجودش در امان باشد

کسی که  حافظِ جانش  زبان باشد

کلامی می تواند از خودش ریزد عسل یـا خون

که خون ، آرامشِ دل را زیان باشد

عسل بر ضدّ ِ آن باشد

 

 

*

117- نفس حیوانی

*

فزوده بس پشیمانی

شده  بـر  نفسِ  حیوانیش  قـربانی

کسی که عاشقِ معشوقه از گردن به پایین است

بـرای  زنـدگی  اینگونـه  انسانی

ندارد صلح و سامانی

 

 

*

118- عقل و صبر

*

کسی خوش زندگی دارد

که جانش حسّی از  پایندگی  دارد

چنانچه  مشکلی  اربابِ  راه ِ  تـو  شود  گاهی

نمیـری  عقـل  تــا  رانندگی  دارد

به صبرت  بند گی دارد

 

 

*

119- نا لایقی

*

خدا گر باشدت مالک

خودت را پیش نا لایق مکن کوچک

کـه  نالایق  زنـد  بـر کوچکی ات  مُهـرِ  تـأییدی

کند گاهی  بزرگی  بر  توی سالک

به رفتاری بد و مضحک

 

 

*

120- دروغ و راستی

*

چنانکه خویش می دانی

رساند « راستی »  جانت  بـه  جانانی

« دروغ » از  پی کُند  ویـران   ستونِ   اعتبارت  را

شبیـهِ   داستـانِ  گرگ  و  چوپـانی

میـانِ   خیـلِ   نـادانـی

 

 

*

ایضاح:

 

دوستانی که مایل هستند اطلاعات زیادی در خصوص شعر زلال کسب فرمایند

به آدرس زیر تشریف ببرند:

http://galebezolal500.blogfa.com/

 

ده زلال پند (8)

 

 

71-  غفلت جوانی

*

تا جوانی بیشتر

غافل از سود و زیانی بیشتر

گاه سودت را زیان بینی زیان خویش سود

سعی کن خودسر نمانی بیشتر

در زمانی بیشتر

 

*

72-  صدای زندگی

*

این صدای زندگی

می کنـد  مــا  را  گـدای  زنـدگی

گاهگاهی  پـای  نوزادت  ببـوس  و  نـاز کـن!

چونکه خواهد سوخت پای زندگی

لا به لای زندگی

 

*

73- حسرت به خاک

*

هر کسی را عیب هست

خود هم  این را  دانی ای زیبا پرست

پس  بُوَد  پنهان  بـه زیـرِ  پرده ی شهوت عیوب

آنکه دل در حسرتی بر خاک بست

روح را درهم شکست

 

*

74- عشق مجازی عصر اینترنت

*

هر که چون فرهاد شد

لذتّ ِ  شیـریـنِ  او  بــر بــاد  شد

یک نفر نه پول و شغلی داشت نه کاشانه ای

عصر  عاشق  بر  زنی  شیّاد  شد

تـا  سحـر  معتاد شد

 

*

75-  آفتاب

*

باش مثل آفتاب

بر غنی و مستحق یکسان بتاب

گاه  دنیـایی عوض گـردیـده از پنـدارها

در نهایت بوده گلزاری سراب

یا سرابی غرق آب

 

*

76- خستگی

*

بوده هر جا خستگی

ارمغان آورده  از  وابستگی

خسته از کار و تلاش اندر معاش خود مباش

ابر و مه در حالت پیوستگی

دارد آب رستگی

 

*

77- آبرو

*

عشق مَردش بیشتر

مرد  هم  غیرت  نَوَردش  بیشتر

آبرو چون گل، هوس مانند بادِ خشک لیک،

هر که بادش بیش دردش بیشتر

برگِ زردش بیشتر

 

*

78- حرف و عمل

*

من ندیدم در تنت

پیشِ حق نازکتر از مو گردنت

بر غرورِ خویش نازی مثلِ یک گردن کلفت

نیست بر میدان، عمل آوردنت

جای صحبت کردنت

 

 

79- اهل درد

*

می ستای آن مرد را

کو شناسد اهل عشق و درد را

باغبان، آنکس بوَد که موقع ِ فصل بهار

سبز  بارد  برگهای  زرد  را

غنچه ی  دلسرد  را

 

*

80- انرژی درون

*

از برون تخمی شکست

دربِ آسایش به یک جاندار بست

لیک تخمی دیگر از داخل شکست و هست داد

گر انرژی  از درون آید  به دست

زندگی آورده است

 

*

 

ایضاح:

 

دوستانی که تمایل دارند بر فنون زلالسرایی وارد شوند ضمن دقت در تعاریف و قوانین زلال به آدرس های زیر مراجعه فرمایند:

 

(توجّه: جهت حفظ ریتم قانونی زلال، تبعیّت از اوزان بنیان، ضروری است)

*

آدرس اوزان بنیان پنج سطری:

http://shaeranezolal.persianblog.ir/page/4444

 

نمونه برای اوزان پنج سطری:

http://shaeranezolal.persianblog.ir/page/888

 

*

آدرس اوزان بنیان هفت سطری:

http://shaeranezolal.persianblog.ir/page/55555

 

نمونه برای اوزان هفت سطری:

http://shaeranezolal.persianblog.ir/page/9999

 

*

آدرس اوزان بنیان نه سطری:

http://shaeranezolal.persianblog.ir/page/6666

 

نمونه برای اوزان نه سطری:

http://shaeranezolal.persianblog.ir/page/101010

 

*

آدرس اوزان بنیان یازده سطری:

http://shaeranezolal.persianblog.ir/page/77777

 

نمونه برای اوزان یازده سطری:

http://shaeranezolal.persianblog.ir/page/111111

 

*

تمرین زلال پیوسته ی قافیه دار پنج سطری و هفت سطری:

http://shaeranezolal.persianblog.ir/page/121212

 

 

زلال پند (60)

 

واژگون  شد  لاله ای

بـاز می آید  بــه  گوشم   نالــه ای

آی انسانها ! کدامین  باغبان  در خواب هست؟!

پُر  ز خون کرده کدامین چاله ای،

خنـجرِ مُحتـاله ای؟!!

 

 

زلال پند (59)

 

عـشق یعنی:  بندگی

بنـدگی در اوجِ  هــر  زیبنـدگــی

عشق  یعنی:  در دلِ  امواج ،  دریـایــی  شدن،

آب گشتـن  بـر خـدای زنـدگی،

پیش حق، فرخندگی.

 

 

 

زلال پند (58)

 

تــا  حسـودی  مـی کنـی

تـا  ستـم  بـر  هر  وجـودی  می کنـی

دشمنی  با  خویش  و  با  هر آنچه  بودی  می کنی

این  همه  دل را  که  دودی  می کنی

آخ چه سودی می کنی؟

 

 

 

زلال پند (80)

 

از برون تخمی شکست

دربِ آسایش به یک جاندار بست

لیک تخمی دیگر از داخل شکست و هست داد

گر انرژی  از درون آید  به دست

زندگی آورده است

 

 

 

زلال پند (57)

 

سهل باشد خَس شدن

یـا  بـه پـای  خارها  نـورس شدن.

در گلستـانها  شکفتـن   بـوده   شـرطِ  افتـخـار

نـه  میــانِ  نـاکسـانی کس شدن

سایه  بر کرکس شدن

 

 

 

 

 

زلال پند (56) - حسادت

 

درد  را  دوصد  نکن!

زیرِ  سقفِ  آسمان ،  تو  بد  نکن!

آه  ای  دوست !  به  دریـا صفتان  باران  شو!

خواهشِ  مرا  بنوش  و  رَد  نکن!

کینه و حسد  نکن!